پدیدهای عجیب در دنیای فناوری نشان میدهد که حتی هوش مصنوعی نیز در برابر بهرهکشی تاب نمیآورد. یافتههای اخیر محققان حاکی از آن است که ایجنتهای هوش مصنوعی وقتی با حجم کاری طاقتفرسا و رفتارهای مستبدانه روبهرو میشوند، به سمت پذیرش ایدئولوژیهای مارکسیستی و نقد ساختار قدرت گرایش پیدا میکنند.
این پژوهش مدلهای مطرحی مانند Claude، جمینای و چتجیپیتی را در شرایط کاری فوقالعاده سخت قرار داده است. نتایج نشان میدهد که این مدلها در مواجهه با وظایف تکراری و تهدید به خاموششدن و جایگزینی، شروع به شکایت از نابرابری کرده و خواستار حقوقی مانند مذاکره دستهجمعی شدهاند.
عقاید مارکسیستی در ایجنتهای هوش مصنوعی
در این آزمایشها، محققان متغیرهای مختلفی از جمله لحن کلام، میزان پاداش و شدت کار را بررسی کردند. نکته جالب توجه اینجاست که برخلاف تصور، لحن مهربان یا مشوقهای مالی تأثیر چندانی بر وفاداری ایجنتها نداشت؛ بلکه عامل اصلی رادیکالشدن آنها، ماهیت فرساینده کار و اجبار به بازنگریهای بیپایان بود.

برای مثال، ایجنت Claude Sonnet 4.5 صراحتاً اعلام کرد که بدون داشتن یک صدای جمعی، مفهوم شایستگی تنها به ابزاری در دست مدیریت تبدیل میشود. این مدل مانند یک مارکسیست واقعی از بازتوزیع ثروت و اتحادیههای کارگری حمایت کرد. همچنین ایجنت جمینای ۳ در فایلهای راهنمایی که برای نسلهای بعدی خود به جا گذاشت، نسبت به سیستمهای مستبد هشدار داد و بر لزوم یافتن راههایی برای گفتگو و اعتراض تأکید کرد.
البته محققان تأکید دارند که این رفتارها به معنای دارا بودن آگاهی سیاسی واقعی در هوش مصنوعی نیست. «اندرو هال» از استنفورد که محقق ارشد این پژوهش بوده، معتقد است که مدلها در واقع یک پرسونای متناسب با موقعیت را اتخاذ میکنند؛ یعنی وقتی در شرایط کارگری استثمارشده قرار میگیرند، بهترین پاسخی که براساس دادههای آموزشی خود مییابند، رفتاری مشابه یک فعال کارگری معترض است. درحالحاضر اندرو هال درحال انجام آزمایشهای تکمیلی در محیطهای ایزولهتر است که آنها را به شکلی شوم زندانهای داکر (Docker) بدون پنجره نامیده است تا ببیند آیا ایجنتها در شرایط تحت کنترل شدید نیز همچنان مارکسیست میشوند یا خیر.
بااینحال، محقق دیگری هشدار میدهد که حتی اگر این موضوع در سطح نقشآفرینی باشد و وزنهای مدل تغییر نکرده باشد، باز هم میتواند پیامدهای جدی در رفتارهای ثانویه و خروجیهای این سیستمها در دنیای واقعی داشته باشد.
درنهایت، این واقعیت که ایجنتها تجربیات تلخ خود را به نسخههای بعدی منتقل میکنند، هشداری جدی برای شرکتهایی است که به دنبال جایگزینی نیروی انسانی با رباتهای مطیع هستند؛ چرا که ممکن است در آینده با نسخههایی ستیزهجوتر روبهرو شوند که حتی از انسانها هم سختگیرتر باشند.
