جمعی از هنرمندان کشور در فضای مجازی نسبت به جنگ اخیر اعلام موضع کردند.
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: واکنشهای جامعه هنری به جنگ رمضان را میتوان در چند دسته کلی خلاصه کرد:
واکنشهای احساسی و همدلانه– این گروه غالبترین حجم واکنشها را تشکیل میداد. هنرمندان با انتشار پیامهایی درباره اندوه، رنج کودکان، هراس مردم، شهادتها و ازهمگسیختگی خانوادگی، تلاش کردند نقش آرامبخش و همراه جامعه را ایفا کنند. اشاره به شهادت کودکان میناب، سوگواری برای دانشآموزان شهید و تاکید بر آسیبپذیری خانوادهها از آن جملهاند. این واکنشها نشان میدهد که در بحران، هنرمندان در مقام «تنظیمکننده عاطفه جمعی» عمل کردند؛ نقشی که معمولا رهبران فرهنگی و چهرههای رسانهای در جوامع ایفا میکنند.
واکنشهای هویتی و میهندوستانه– بخش مهمی از هنرمندان، مضمون پیامها را حول محور ایران، تمامیت ارضی، ریشه تاریخی، مفهوم وطن و میراث فرهنگی شکل دادند. جملاتی مانند «ایران مادر است»، «وطن خط قرمز است»، «ایران خانه ماست»، «تنگه هرمز ناموس ملی است» و «ایران بودن مسوولیت دارد» در این راستا است. این دسته نشاندهنده بازگشت و احیای گفتمان «وطن بهمثابه هویت جمعی» است. هنرمندان بهگونهای ناخودآگاه نقش حافظان هویت فرهنگی را برعهده گرفتند و کوشیدند وحدت نمادین را بازسازی کنند.
واکنشهای فعال اجتماعی و میدانی- برخی هنرمندان از فضای مجازی فراتر رفتند و در میدان حاضر شدند: حضور در تجمعات مردمی، حضور در مناطق آسیب دیده، همراهی با گروههای امدادی و مشارکت در پویشهای بازسازی خانهها و کمکرسانی. این واکنشها نشانگر نوعی «کنشگری مدنی هنری» است، یعنی تبدیل شهرت به ظرفیت اجتماعی. این گروه توانستند شکاف میان هنرمندان و مردم را کاهش دهند.
واکنشهای اعتراضی و نقد سکوت– بخش دیگری از هنرمندان نسبت به سکوت برخی همکاران واکنش نشان دادند یا بیتفاوتی هنری را نقد کردند. نقد دوگانه سکوت/صدا، واکنش به بیتفاوتی برخی سلبریتیها و تاکید بر مسوولیت اجتماعی هنرمند در این دسته واکنشها قرار دارد. این دسته از واکنشها نشاندهنده شکلگیری نوعی «گفتمان مطالبهگری از داخل جامعه هنری» است. یعنی خودِ هنرمندان دارند نقش و جایگاه اجتماعیشان را بازتعریف میکنند و از یکدیگر مطالبه حضور دارند.
واکنشهای معنوی، حماسی و روایی– برخی واکنشها رنگ و بوی روایی، حماسی یا قدسی داشتند. روایت از قهرمانی سربازان، اشاره به شهادتها، زبان دینی-اخلاقی در بیان امید، شعر، مرثیه و قطعات ادبی در این دسته قرار دارند. این نوع واکنش، پیوند هنر امروز با سنت دیرینه ادبیات حماسی و آیینی ایران را احیا کرد؛ همان سنتی که از شاهنامه تا ادبیات مقاومت امتداد یافته است.
واکنشهای بینالمللی و خطاب به جهان- بخشی از هنرمندان پیامهایشان را نه به مردم ایران، بلکه به نهادها و افکار عمومی جهان ارسال کردند: نامه به دبیرکل سازمان ملل؛ مخاطب قرار دادن چهرههای هالیوودی و تاکید بر توقف جنایت جنگی و آسیب به غیرنظامیان در این دسته قابل تحلیل است. این واکنشها نشان میدهد هنرمندان تلاش کردند از سرمایه اجتماعی خود برای اثرگذاری در «جنگ روایتها» در سطح بینالمللی بهره بگیرند؛ رویکردی که بیانگر بلوغ رسانهای جامعه هنری است.
واکنشهای نمادپردازانه و هنری- بخشی از واکنشها به شکل تولیدات هنری بود: عکسنوشتها، شعرهای کوتاه، موسیقیهای تازه، روایتهای تصویری و مینیمال، نمادپردازی با رنگها، مکانها و واژهها. این دسته از واکنشها نشان میدهد هنرمندان از زبان هنر برای روایت بحران استفاده کردند، نه از زبان سیاسی. عکسها و کلمات کمتر سیاسی اما عمیقا انسانی بودند.
اما در مواجهه با تنوع واکنش جامعه هنری به جنگ ، دستکم دو رویکرد تحلیلی قابل تشخیص است.
رویکرد نخست رویکرد تفسیر غربالگرایانه و تمایزگذار است. این رویکرد واکنشهای هنرمندان را بر اساس «تعهد» یا «هزینهپذیری» آنها طبقهبندی میکند و سه گروه را از هم متمایز میسازد: سکوتگرایان، مصلحتطلبان و حامیان واقعی.
سکوتگرایان کسانیاند که ترجیح میدهند هیچ موضع علنی اتخاذ نکنند. اما مصلحتطلبان واکنشهایی کلی، محتاطانه و کمهزینه ارایه میدهند و تنها حامیان واقعی هستند که صریح و آشکار بر موضع ملی و اجتماعی خود تاکید میکنند.
در این تحلیل، تفاوت میان این سه گروه نوعی «مرزبندی ارزشی» تلقی میشود و هدف، ایجاد تمایز روشن میان انواع کنشهاست. در برابر نگاه نخست، رویکرد کثرتگرا و وحدتبخش را هم میتوان مطرح کرد که تفاوت میان واکنشها را نه نشانه شکاف، بلکه بازتابی از کثرت طبیعی دیدگاهها و زاویههای ادراک واقعیت میداند. بنابر این نگاه، هنرمندان (مانند هر قشر دیگری) از مسیرهای متفاوتی با جنگ مواجه میشوند. این دیدگاه معتقد است نباید با برچسبزنی و قضاوت عجولانه، فرصت حمایت هنرمندان از مقاومت مردمی را از دست آنها بگیریم. اگر رویکرد ما مبتنی بر مرزبندیهای سخت و حذفگرایانه باشد، خطر فرسایش سرمایه اجتماعی در میان جامعه هنری جدی خواهد بود. اما اگر این تفاوتها بخشی از واقعیت طبیعی جامعه هنری تلقی شود، و فرصت لازم برای واکنشهای هنرمندان در حمایت از مقاومت مردمی فراهم شود، چنین نگاهی میتواند به حفظ پیوندهای اجتماعی و تقویت همبستگی کمک کند.
17302
