خبرگزاری مهر – گروه دین، حوزه، اندیشه؛ در منظومه فکری امیرالمؤمنین علی (ع)، دیپلماسی و روابط بینالملل بر پایه اصولی استوار است که فراتر از منافع گذرا و متغیر سیاسی تعریف میشوند. برخلاف مکاتب واقعگرای افراطی که در سیاست خارجی هر وسیلهای را برای رسیدن به هدف توجیه میکنند، در نهجالبلاغه «عهد و پیمان» یک امر قدسی و الهی است که مرزهای عقیده و مذهب را در مینوردد. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر، فصلی زرین را به موضوع صلح و پیمانهای بینالمللی اختصاص دادهاند که نه تنها یک دستورالعمل نظامی، بلکه یک دکترین اخلاقی برای حکمرانی جهانی است. این گزارش به واکاوی ابعاد دیپلماسی علوی با تمرکز بر وفای به عهد و جایگاه صلح در روابط با دشمن میپردازد.
تقدس پیمان و جایگاه جهانی وفای به عهد
امام علی (ع) وفای به عهد را یکی از معدود ارزشهایی میدانند که در میان تمامی آحاد بشر، با هر گرایش و آیینی، مورد پذیرش و احترام است. ایشان در نامه ۵۳ خطاب به مالک میفرمایند: «فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ شَیْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَیْهِ اجْتِمَاعاً – مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ – مِنْ تَعْظِیمِ الْوَفَاءِ بِالْعُودِ». از منظر امام، وفای به پیمانها حتی در میان مشرکان دوران جاهلیت نیز محترم شمرده میشد، چرا که آنان نیز پیامدهای وخیم پیمانشکنی را درک کرده بودند. این نگاه نشان میدهد که در دیپلماسی علوی، «اعتبار بینالمللی» حاکمیت اسلامی بر پایه صداقت و پایبندی به امضاها شکل میگیرد. در واقع، پیمانشکنی نه تنها معصیت الهی است، بلکه سرمایه اجتماعی و سیاسی دولت را در عرصه جهانی نابود میکند. از دیدگاه قرآن کریم نیز وفای به عهد یک دستور صریح است (اوفوا بالعقود) که در سیره علی (ع) به عنوان یک اصل لایتغیر در مواجهه با دشمنان تجلی یافته است.
صلح شرافتمندانه؛ مصلحتی برای امنیت و آرامش
در اندیشه علوی، صلح فینفسه هدف نیست، اما وسیلهای برای تأمین امنیت امت و بازسازی قوای مادی و معنوی جامعه است. امام به مالک دستور میدهند: «وَ لَا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَ لِلَّهِ فِیهِ رِضًی». صلحی که در آن رضایت خدا نهفته باشد، نباید رد شود. معیار اصلی برای پذیرش صلح، نفع عمومی و آرامش مردم است. امام سه پیامد مثبت برای صلح برمیشمارند: آرامش لشکریان، رهایی از غم و اندوه ناشی از جنگ، و امنیت پایدار برای سرزمینها. دیپلماسی در اینجا به معنای یافتن مسیری است که خون مسلمانان حفظ شود و در عین حال، عزت و استقلال کشور آسیب نبیند. صلح شرافتمندانه در نهجالبلاغه صلحی نیست که از سر ترس یا ذلت باشد، بلکه صلحی است که حاکم با در نظر گرفتن قدرت لایههای مختلف جامعه و مصالح بلاد، آن را به عنوان یک گزینه عقلانی برمیگزیند.
وفای به عهد؛ سپر دفاعی و حریم امن
یکی از دقیقترین نکات در دیپلماسی علوی، نحوه اجرای پیمان است. امام تأکید دارند که وقتی پیمانی بسته شد، حاکم باید خود را سپر آن پیمان قرار دهد: «فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ وَ ارْعَ نَفْسَکَ بِالْأَمَانَةِ وَ اجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَیْتَ». این یعنی حاکم اسلامی اجازه ندارد به بهانه تغییر شرایط یا دستیابی به منافع بیشتر، عهد خود را زیر پا بگذارد. پیمان در اندیشه امام، «حریم امن» (حریماً یسکنون الی منعته) و «پناهگاهی» است که خداوند میان بندگانش قرار داده تا در سایه آن آرام گیرند. بنابراین، حتی با دشمنی که در میدان جنگ بوده، پس از بستن پیمان باید با کمال صداقت رفتار کرد. این رفتار، دشمن را در تنگنای اخلاقی قرار میدهد و افکار عمومی جهان را به نفع نظام اسلامی بسیج میکند.
شفافیت و پرهیز از ابهام در قراردادهای بینالمللی
در فن مذاکره و تنظیم معاهدات، امام علی (ع) بر شفافیت و صراحت تأکید ویژهای دارند. ایشان به مالک هشدار میدهند که قراردادی نبندد که در آن راه برای تعابیر چندپهلو و فریبکارانه باز باشد: «وَ لَا تَعْقِدْ عَقْداً تَجُوزُ فِیهِ الْعِلَلُ». این دستور نشاندهنده دقت نظر امام در مسائل حقوقی و سیاسی است. قرارداد باید به گونهای تنظیم شود که پس از امضا و استواری، دشمن نتواند با تکیه بر ابهامات متنی، از زیر بار تعهدات خود شانه خالی کند (وَ لَا تَعْوِلَنَّ عَلَی لَحْنِ قَوْلٍ بَعْدَ التَّأْکِیدِ وَ التَّوْثِقَةِ). این رویکرد نه تنها جلوی فریب دشمن را میگیرد، بلکه نشاندهنده اقتدار و هوشمندی تیم مذاکرهکننده حاکمیت اسلامی است.
یکی از مرزهای اصلی میان سیاست علوی و سیاست ماکیاولیستی، موضوع «مکر» است. در حالی که بسیاری از سیاستمداران، فریب دادن دشمن در پیمانها را نوعی نبوغ میدانند، امام علی (ع) آن را به شدت نفی میکنند: «فَإِنَّهُ لَا یَجْتَرِئُ عَلَی اللَّهِ إِلَّا جَاهِلٌ شَقِیٌّ». پیمانشکنی، جسارت به درگاه الهی تلقی میشود. امام تأکید میکنند که «لا غدر فی الاسلام» (در اسلام خیانت و پیمانشکنی وجود ندارد). اگر حاکمی در مضیقه قرار گرفت و احساس کرد پیمانی که بسته به ضرر اوست، باز هم حق ندارد به مکر و خیانت متوسل شود. امام میفرمایند صبوری در برابر سختی پیمانی که امید به گشایش الهی در آن است، بسیار بهتر از پیمانشکنیای است که حاکم را گرفتار بازخواست الهی و ننگ ابدی کند.
دیپلماسی در نهجالبلاغه بر پایه سه رکن «خدا محوری»، «اخلاقگرایی» و «عقلانیت استراتژیک» بنا شده است. صلح شرافتمندانه در این نظام، فرصتی برای خدمت به مردم و اثبات حقانیت است. وفای به عهد، نه یک ضعف، بلکه بزرگترین قدرت دیپلماتیک نظام اسلامی است که اعتماد جهانی را برمیانگیزد. از منظر امیرالمؤمنین (ع)، حکمرانی که بر پایه صدق و وفای به عهد با دوستان و دشمنان استوار باشد، بنیانی تزلزلناپذیر خواهد داشت. این دکترین به ما میآموزد که در روابط بینالملل، حفظ اصول اخلاقی و حقوقی، نه تنها مانع پیشرفت نیست، بلکه ضامن بقا و عزت پایدار امت در برابر توطئههای بیگانگان است.
