بررسی «گفتمان صرفهجویی» در شبکههای اجتماعی طی بازه اردیبهشت تا ۲ خرداد ۱۴۰۵ نشان می دهد پلتفرمهای بومی از همراهی بالای ۶۵ درصدی برخوردارند.
به گزارش خبرنگار مهر، بررسی «گفتمان صرفهجویی» در شبکههای اجتماعی طی بازه زمانی ۲۶ اردیبهشت تا ۲ خرداد ۱۴۰۵ گویای آن است که پلتفرمهای بومی (ایتا، بله و روبیکا) با مجموع ۲۱۴.۹ میلیون بازدید که ۸۳.۷ درصد از کل ۲۳۸ میلیون بازدید را تشکیل میدهندو از همراهی بالای ۶۵ درصدی با روایت «ضرورت صرفهجویی ملی و جهاد مقاومتی» برخوردارند. این روایت در ذیل هشتگهای #همراهی_ملی و #جهاد_صرفه_جویی جای گرفته و همنشینی پربسامد کلیدواژههای «صرفهجویی» و «جنگ» در گفتمان جاری، بیانگر صورتبندی راهبردیای است که مدیریت مصرف را از سطح یک تدبیر اقتصادی فراتر برده و آن را در جایگاه رکنی از مقاومت ملی تعریف میکند.
در همین حال، در سکوهای خارجی (تلگرام، ایکس و اینستاگرام) نیز با وجود محدودیتهای دسترسی، ۱۲ درصد از مخاطبان با این گفتمان همراهی داشتهاند که بهمنزله هستهای بالقوه برای بسط روایت رسمی در آن فضا قابل ارزیابی است. همچنین فاصله قابلتأمل میان ۹۲ کامنت ثبتشده و میلیونها بازدید، تنها نشانه انفعال نیست، بلکه حاکی از حضور مخاطبان خاموشی است که هنوز موضع خصمانهای اتخاذ نکردهاند و میتوان با طراحی ارتباطی مناسب، آنان را به مدار تعامل بازگرداند.

واکاوی محتوایی مبین آن است که ریشه انتقادات نه در نفی ضرورت صرفهجویی، بلکه در مطالبه تحقق عدالت و پیشگامی دستگاههای اجرایی قرار دارد؛ همان آرمانی که در گفتمان انقلاب اسلامی از جایگاه بنیادین برخوردار است. ۴۵ درصد از محتوای تلگرام و ۳۲ درصد از محتوای ایکس بر همین «نگاه دوگانه» متمرکز است و این امر فرصتی مغتنم برای جهاد تبیین فراهم میآورد، زیرا هر اقدام شفافسازانه در خصوص عملکرد مصرفی نهادهای رسمی، مستقیماً به تعدیل این روایت خواهد انجامید. دو روایت فرعی «صادرات برق» و «مصرف بیرویه کاروانهای شبانه» نیز بهعنوان سیگنالهای ضعیف بحران، ظرفیت تبدیلشدن به بحران تمامعیار را دارند.
از سوی دیگر، پیام تشویقی «۱۰ درصد صرفهجویی برابر با ۳۰ درصد تخفیف» که در سکوهای خارجی با واکنش منفی و طنز مواجه شده، در همان فضا عملاً بیاثر گردیده است. در سکوهای داخلی نیز پیام تشویقی «۱۰ درصد صرفهجویی معادل ۳۰ درصد تخفیف» با بازتولید گسترده و عاری از واکنش منفی مواجه شده است اما در لایه اطلاعرسانی یکطرفه بازتولید میشود.
بررسی تطبیقی سکوها نشان میدهد مسئله اصلی، کمبود پیامرسانی نیست، بلکه بیاعتمادی فزاینده به «عدالت در توزیع فشار مصرف» است؛ بهگونهای که در سکوهای باز، بخش قابلتوجهی از افکار عمومی، دعوت به صرفهجویی را نه یک ضرورت ملی، بلکه نشانهای از دوگانگی میان مردم و دستگاههای اجرایی تلقی میکند. در این شرایط، تداوم پیامهای تکراری و دستوری، میتواند روایتهای انتقادی درباره مصرف دستگاههای حاکمیتی، صادرات انرژی و احتمال جهش قیمت بنزین را تثبیت کند. بر این اساس، اولویت رسانهای باید از افزایش حجم پیام به سمت بازسازی اعتماد تغییر یابد؛ از جمله از طریق انتشار مستمر آمار مصرف دستگاههای اجرایی و برخورد با مصادیق پرمصرف، پاسخ مستقیم به ابهامات پرتکرار با استفاده از چهرههای فنی و غیرسیاسی در سکوهای خارجی. همچنین شواهد نشان میدهد ادبیات فعلیِ مبتنی بر توصیه و پاداش، تا حد زیادی دچار فرسودگی شده و جایگزینی آن با روایت «عدالت در مصرف و پیشگامی حاکمیت در صرفهجویی» ضروری است. همزمان، سکوهای داخلی نیز برای تبدیل شدن به مرجع مؤثر افکار عمومی، نیازمند عبور از بازنشر صرفِ پیامهای رسمی و حرکت به سمت شفافیت بیشتر، محتوای دادهمحور و تعامل واقعی با مخاطب هستند.
