درحال بارگذاری...
دینی و مذهبی

ایران در مذاکره اخیر از موضع قدرت،سعی در «تفهیم» خواسته های مشروع داشت

درحالی که مذاکره با دوستان و عالمان، اصلی عقلائی است که می تواند تبعات خوبی، به ارمغان بیاورد، اما مذاکره با بی خردان و دشمنان، جز در حالت اضطرار، حاصلی نخواهد داشت.

یادداشت مهمان – حجت الاسلام سیدسجاد ایزدهی، عضو هیئت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی۱ـ مذاکره، به عنوان ابزاری عقلائی، همواره بد نیست بلکه می تواند کارکردهای مثبتی، به همراه داشته باشد

۲ـ مذاکره می تواند با اشخاص مختلف، چون عالمان، عالم نمایان، بی خردان، دوستان یا دشمنان، با اغراض مختلفی چون تفهیم (فهماندن و آگاه کردن) یا تفاهم (توافق از سر ناچاری یا مصلحت) صورت بپذیرد.

۳ـ درحالی که مذاکره با دوستان و عالمان، اصلی عقلائی است که می تواند تبعات خوبی، به ارمغان بیاورد، اما مذاکره با بی خردان و دشمنان، جز در حالت اضطرار، حاصلی نخواهد داشت.

۴ـ گرچه مذاکرات در برخی موارد، اجتناب ناپذیر به نظر می رسد اما مهم این است که مذاکره فقط، صحبت کردن و تبادل نظرات، دور یک میز نیست، بلکه مذاکره باید به غرض توافق بین دو گروه در دو سویه یک میز و از موقعیت برابر باشد.

۵ـ در سالیان گذشته همواره، بحث از مذاکره با آمریکا مطرح بود که چون نوع مواجهه ایران و آمریکا، در قالب رابطه سلطه جو و سلطه ستیز، بازتعریف می شد، لذا مذاکره با آمریکا ضمن اینکه هیچ گاه مذاکره به معنای واقع نبود ، هیچ سودی برای ایران اسلامی در بر نداشت.

۶ـ در سالیان گذشته، همواره آمریکا، متن و ایده ای را در روی میز قرار داده و ایران را در راستای پذیرش آن، به میز مذاکره فرا می¬خواند که البته این امر هم نه مذاکره، بلکه تحمیل ایران برای پذیرش سلطه در فرایند گفتگو بود. و البته بنا بر دیدگاه امام شهید انقلاب اسلامی، نه عاقلانه بود، نه شرافتمندانه بود و نه هوشمندانه. بلکه عین ذلت بود.

۷ـ تجربه مذاکره با آمریکا در طول سالیان پس از انقلاب، پر است از نیرنگ، خدعه، خلف وعده، دروغ و پیمان شکنی. چنان که ایران اسلامی در طول دو مذاکره ای که به درخواست خود آمریکا و برای حلّ و فصل برخی مشکلات فیمابین، برگزار شده بود، با خیانت به منطق مذاکره، به ایران اسلامی حمله کرد.

۸ـ بر این اساس، مذاکره با آمریکا، به عنوان دشمن، هم بی فایده است، هم غیرشرافتمندانه، هم غیرعاقلانه، هم غیر هوشمندانه، هم پذیرش فریب.

۹ـ لکن آنچه در گفتگوهای اسلام آباد گذشت را نمی توان ذیل موارد فوق جای داد. چون این بار:

ـ بر اساس متن مورد نظر جمهوری اسلامی ایران گفتگو شد نه متن رژیم آمریکا

ـ از موضع برابر و قدرت جمهوری اسلامی ایران برگزار شد نه از موضع ذلت و ضعف

ـ به جهت «تفهیم» موضع جمهوری اسلامی ایران به جهت برون رفت از جنگ مطرح شد نه «تفاهم» با کدخدا

در فرایند این گفتگوها ایران اسلامی، از موضع قدرت، سعی در «تفهیم» خواسته های مشروع خویش و نه «تفاهم» با قاتل امام شهید داشت. به همین خاطر، در این مذاکرات «تفهیم از سر قدرت» حاصل شد اما «تفاهم از سر سازش»، خیر.

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *