پذیرش استیبل کوینهایی مانند تتر (USDT) در نظامهای اقتصادی مختلف، یکی از تحولات بنیادین اکوسیستم مالی جهانی است که آثار متنوعی بر نظامهای پولی، تنظیمگری و بازارهای سرمایه گذاشته است.
پادکست تحلیل تأثیر پذیرش استیبل کوینها مانند تتر در کشورهای مختلف
تتر بهعنوان پرکاربردترین استیبلکوین با پشتوانه دلار آمریکا، بهسرعت در مبادلات بینالمللی، انتقالات مالی مرزی و پناهگاه ارزش برای کاربران در کشورهای با تورم بالا، جایگاه پیدا کرده است. این تحول نهتنها چالشهایی برای بانکهای مرکزی به همراه داشته، بلکه مزایای بالقوهای برای کاربران خرد، کسبوکارهای کوچک و بازارهای در حال توسعه نیز ایجاد کرده است.
استفاده از تتر در کشورهایی با تورم بالا
در کشورهایی مانند ونزوئلا، آرژانتین، لبنان و ترکیه که با نوسانات شدید نرخ ارز و تورمهای دو یا سه رقمی روبهرو هستند، استیبل کوینهایی مانند تتر بهعنوان جایگزین ارز ملی و ابزار ذخیره ارزش مورد استفاده قرار میگیرند. شهروندان در این کشورها از تتر برای حفظ قدرت خرید و انجام مبادلات روزمره استفاده میکنند.
در این زمینه، بلومبرگ در گزارشی در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد که بیش از ۳۴٪ از حجم معاملات رمزارزی در آرژانتین در آن سال با تتر انجام شده است. این موضوع نشان میدهد که استفاده از تتر دیگر محدود به بازارهای رمزارزی نیست، بلکه به بخش مهمی از اقتصاد غیررسمی این کشورها تبدیل شده است. یکی از دلایل این گرایش، بیثباتی وضعیت قیمت تتر در بازارهای محلی و نرخهای تبدیل غیررسمی آن نسبت به ارز ملی است که گاهی بهعنوان شاخص غیررسمی تورم نیز عمل میکند.
تاثیر تتر بر تنظیم گری مالی در کشورهای توسعه یافته
در کشورهایی با ساختار مالی پایدارتر، پذیرش تتر بیشتر از منظر تنظیمگری و تاثیر بر سیستم پولی رسمی بررسی میشود. مقامات نظارتی در اتحادیه اروپا، ایالات متحده و ژاپن نگرانیهایی در مورد ریسکهای ناشی از استیبلکوینها مطرح کردهاند؛ از جمله تهدید به استقلال پولی، پولشویی، تامین مالی تروریسم و نوسانات غیرقابل پیشبینی.
با وجود این نگرانیها، برخی نهادهای تنظیمگر نیز رویکردی محتاطانه برای پذیرش محدود این داراییها اتخاذ کردهاند. برای نمونه، «MiCA» (مقررات بازار داراییهای رمزارزی) که در اتحادیه اروپا تصویب شد، چارچوب قانونی مشخصی برای انتشار و استفاده از استیبل کوینها تعریف کرده و شرکتهای ارائهدهنده را ملزم به افشای ذخایر، گزارشدهی مالی و رعایت مقررات ضدپولشویی میکند.

استفاده از تتر در تجارت بین الملل و دور زدن تحریم ها
در برخی کشورها که تحت تحریمهای مالی و بانکی قرار دارند، استفاده از تتر بهعنوان ابزار جایگزین سیستم سوئیفت، در حال گسترش است. برخی شرکتها در ایران، روسیه و سایر کشورهایی که دسترسی به بانکداری بینالمللی محدود شده است، از تتر برای واردات کالا یا انتقال سرمایه بهره میبرند.
مطابق گزارشی از Chainalysis در سال ۲۰۲۴، حدود ۱۷٪ از نقلوانتقالات بینالمللی با ارزهای دیجیتال در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی با تتر انجام شده است. این رقم تایید میکند که تتر به ابزار مهمی در کاهش اصطکاکهای تجاری و مالی تبدیل شده است. بااینحال، این کاربردها همزمان با نگرانیهای نظارتی درباره استفادههای غیرقانونی و نبود شفافیت در ساختار تتر همراه است.

تغییرات در سیاست های پولی و چالش بانک های مرکزی
پذیرش گسترده تتر و سایر استیبل کوینها، بانکهای مرکزی را با معضلی جدی مواجه کرده است: کاهش کنترل بر عرضه پول. بهویژه در اقتصادهای در حال توسعه که نظام بانکی آنها از اعتماد عمومی کمتری برخوردار است، افزایش استفاده از داراییهای رمزارزی میتواند قدرت سیاستگذاری پولی را تضعیف کند.
بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) در گزارشی در سال ۲۰۲۳ هشدار داد که در صورت گسترش استفاده از استیبل کوینها بدون نظارت شفاف، سیستمهای پولی میتوانند دچار «دلاریزهشدن دیجیتال» شوند؛ بهطوریکه ارزهای داخلی جای خود را به توکنهای وابسته به دلار آمریکا میدهند. در چنین شرایطی، تعیین نرخ بهره یا کنترل نقدینگی بهشدت با اختلال مواجه خواهد شد.
جمع بندی
استیبل کوینهایی مانند تتر، با وجود مزایایی چون سرعت بالا، هزینه پایین و حفظ ارزش، همزمان با چالشهایی نظیر نبود شفافیت، ریسک نقدینگی و تهدید برای استقلال پولی در سطح ملی همراهاند. بهکارگیری یا محدودسازی آنها بستگی به زمینههای اقتصادی، سیاسی و ساختار حقوقی هر کشور دارد.

استفاده از تتر تو کشورهایی مثل ایران یا آرژانتین باعث میشه کنترل بانک مرکزی از بین بره. آیا این مسئله به ضرر اقتصاد داخلی تموم نمیشه؟
سؤال مهمیه و دغدغه درستی هم هست. در واقع، استفاده گسترده از تتر در کشورهای با تورم بالا، هم میتونه مزیت باشه و هم تهدید. از یک طرف، مردم در برابر کاهش ارزش پول ملی، ابزار حفظ ارزش پیدا میکنن؛ اما از طرف دیگه، کنترل بانک مرکزی بر عرضه پول و سیاستهای پولی تضعیف میشه. این پدیده که بهش «دلاریزهشدن دیجیتال» میگن، در بلندمدت میتونه باعث از دست رفتن استقلال مالی کشورها بشه. پس سیاستگذاران باید توازن بین حمایت از حقوق مردم و حفظ ثبات اقتصادی رو پیدا کنن.