پدافند در برابر تجاوز در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ تاکنون، درسهای مهمی را به ما آموخته و همزمان از تجربه رخدادهای پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نیز بسیار بهره برده است. در جنگهای مدرن، ساکنان محلی نه تماشاگرانی منفعل، بلکه ستونهای فعال و ضروری پدافند مدنی هستند. نقش آنها فراتر از آمادگی اولیه است و مشارکت مستقیم در راهبردهای پدافند ملی، تداوم خدمات عمومی و حفظ همبستگی اجتماعی را نیز دربر میگیرد.
اهالی هر منطقه، «پاسخدهندگان اولیه» در خط مقدم پدافند هستند، زیرا شناخت عمیقی از محیط زندگی خود دارند. در شرایط جنگی که نیروهای نظامی و پلیس مشغول انجام مأموریتهای حرفهای و تعریفشده خود هستند، نیروهای محلی نخستین پاسخدهندگان به حملات دشمن به شمار میروند. شورایاران و نگهبانان محله نیز خلأهای امنیتی را پر میکنند. این شناخت محلی برای هشدار اولیه و واکنش سریع بسیار ارزشمند است و به محلهها امکان میدهد پیش از رسیدن نیروهای امدادی رسمی، اقدامات اولیه را انجام دهند.
رویکرد «پدافند کامل» یا «تمام جامعه» سالهاست که در کشورهای شمال اروپا تثبیت شده است. این مفهوم، همه شهروندان را ملزم و توانمند میکند تا در پدافند ملی مشارکت کنند. به عنوان مثال، در سوئد هر فرد بین ۱۶ تا ۷۰ سال از نظر قانونی موظف است در زمان جنگ در پدافند کامل مشارکت کند که این مشارکت میتواند از طریق خدمت سربازی یا فعالیت در خدمات امداد و نجات باشد. هدف اصلی چنین سیستمی چهار جنبه دارد: حفاظت از خدمات عمومی ضروری، کمک به توانایی نظامی، محافظت از جمعیت غیرنظامی و حفظ اراده دفاعی مردم.
رویکرد «پدافند کل جامعه» یا «پدافند کامل» به همکاری مردم، بخش کسبوکار و زیرساختهای غیرنظامی در معماری امنیت ملی اشاره دارد. این رویکرد در ادبیات تخصصی اروپای غربی و شمالی، بهویژه طی ۱۵ سال اخیر، بسیار مورد توجه قرار گرفته است، اما ایران از زمان جنگ ایران و عراق و طی حدود پنج دهه گذشته، یکی از چندلایهترین چارچوبهای پدافند کامل در جهان را سامان داده است. راهبرد ایران که از زمان جنگ ایران و عراق شکل گرفت، برای مقابله با ارتشهای مدرن، با شکلگیری سازمان بسیج، جهاد سازندگی و سازمان پدافند غیرعامل و از دهه هشتاد شمسی با دکترینی به نام «پدافند موزاییکی» عملیاتی شده است.
قابل مشاهدهترین نمود ساختاری پدافند کامل ایران، سازمان بسیج مستضعفین است. بسیج که از آذر ۱۳۵۸ و بلافاصله پس از انقلاب اسلامی شکل گرفت، به عنوان شاخهای شبهنظامی از سپاه فعالیت میکند و از طریق مساجد و سندیکاهای حرفهای و سازمانی با جامعه در ارتباط است. جهاد سازندگی نیز در ایران نمونهای عینی از مشارکت فعال مردم در پدافند مدنی است. این نهاد که پس از انقلاب برای محرومیتزدایی شکل گرفت، در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷) با تبدیل شدن به یک نیروی مهندسی رزمی و پشتیبانی، نقشی حیاتی در دفاع از کشور ایفا کرد.
با آغاز جنگ، جهاد سازندگی که تا پیش از آن بر سازندگی روستاها متمرکز بود، مسئولیت سنگین مهندسی رزمی و پشتیبانی لجستیکی جبههها را بر عهده گرفت. عملکرد این نهاد در حوزههای مختلف، آن را به یکی از ارکان اصلی موفقیتها تبدیل کرد. نیروهای جهاد سازندگی با ساخت جاده، پل، سنگر و خاکریز در خطوط مقدم، نقش کلیدی در پشتیبانی از نیروهای نظامی داشتند و به همین دلیل از سوی امام خمینی(ره) «سنگرسازان بیسنگر» نام گرفتند. این نهاد همچنین مسئولیت عملیاتهای مهندسی پیچیده در جبههها را بر عهده داشت. در عملیات بیتالمقدس (بهار ۱۳۶۱)، جهاد سازندگی با نزدیک به ۱۰۰ دستگاه ماشینآلات مهندسی، در کنار مهندسی ارتش و سپاه، در احداث پل روی رودخانه کارون نقش فعالی ایفا کرد.
جهاد سازندگی علاوه بر فعالیت در جبهه، ستاد پشتیبانی جنگ را نیز راهاندازی کرد. جمعآوری و ارسال کمکهای نقدی و غیرنقدی مردم به خطوط مقدم نیز با مشارکت این نهاد انجام میشد. تجربه جهاد سازندگی نشان میدهد چگونه میتوان از ظرفیتهای مردمی برای تقویت پدافند مدنی بهره برد. جهاد سازندگی نهادی برخاسته از متن انقلاب بود که با اتکا به روحیه معنوی مردم، توانست حضوری مؤثر در صحنههای نبرد داشته باشد. این الگو، مشارکت مستقیم مردم در عرصه پدافند را نهادینه کرد.
ساختار این سازمان به گونهای بود که با واگذاری اختیارات گسترده به نیروها و دوری از بروکراسی، توانست خود را با شرایط پیچیده جنگ وفق دهد. این ویژگی برای مقابله با بحرانهای غیرمترقبه و تهدیدهای مدرن نیز بسیار حیاتی است. این الگو پس از جنگ نیز در زمان وقوع سوانح طبیعی، مانند سیل و زلزله، با حضور گروههای جهاد سازندگی در مناطق آسیبدیده تداوم یافت.
دکترین پدافند موزاییکی، از دهه هشتاد شمسی، طرح کلی ایران برای بقای غیرمتمرکز است. بر اساس این دکترین، کشور به ۳۱ فرماندهی استانی مستقل تقسیم شده است. اگر ساختار فرماندهی مرکزی در تهران بر اثر حملات دقیق قطع یا نابود شود، هر استان با اختیارات از پیش تفویضشده، اطلاعات مستقل و زنجیرههای لجستیکی محلی، قادر به عملکرد مستقل خواهد بود.
سازمان پدافند غیرعامل نیز که از سال ۱۳۸۲ تأسیس شده، وظیفه تضمین بقای غیرنظامی کشور را بر عهده دارد. این سازمان، بخشهای خصوصی و دولتی را ملزم به رعایت الزامات سختگیرانه پدافندی میکند. بر اساس مقررات پدافند غیرعامل، پروژههای بزرگ زیرساختی غیرنظامی، مانند بزرگراهها، متروها و مراکز مخابراتی، باید با ملاحظات پدافندی و قابلیتهایی همچون پناهگاه، باند اضطراری یا گره فرماندهی جایگزین احداث شوند. همچنین این سازمان، پراکندگی جغرافیایی و حفاظت زیرزمینی داراییهای صنعتی، از جمله کارخانههای شیمیایی و گرههای انرژی، را برای جلوگیری از ایجاد نقاط شکست منفرد الزامی میداند. این دکترین، لجستیک غیرنظامی را در کنار عملیات نظامی تاکتیکی مورد توجه قرار میدهد.
*استاد دانشگاه
۴۷۴۷
