هفته پژوهش فرصتی بود تا در آیینه سینما بنگریم و جایگاه پژوهش را در این صنعت زیر ذرهبین بگذاریم. سینما، بهعنوان رسانهای که مستقیماً با ذهن و فرهنگ جامعه تعامل دارد، نیازمند نگاهی عمیقتر و متفکرانهتر است. اما آیا پژوهش در سینمای ایران به جایگاه شایسته خود دست یافته است؟
نخستین چالش، عقبماندگی مطالعاتی ما در مقایسه با سینمای جهان است. وقتی پژوهشهای سینمایی کشورهای پیشرو را بررسی میکنیم، از تنوع موضوعی تا عمق علمی و کاربردی بودن آنها، همه چیز خیرهکننده است. در مقابل، پژوهشهای داخلی، چه در حوزه نظری و چه در حوزه فنی، در نگاهی کلان و تصویر کلیاش اغلب محدود و سطحی به نظر میرسند. برای نمونه، تحلیلهای بومی از ژانرها و مفاهیم فلسفی سینما یا پژوهشهای مرتبط با تکنیکهای نوین فیلمسازی، بهندرت دیده میشود.
چالش دیگر، فاصله عمیق میان پژوهش و عمل است. بسیاری از تحقیقات در کتابخانهها باقی میمانند و هرگز به صحنه عمل نمیرسند. از سوی دیگر، سیاستگذاریها و مدیریت سینما نیز غالباً بدون پشتوانه پژوهشی انجام میشوند. این فاصله باعث میشود تصمیمگیریها بیشتر بر اساس سلیقههای شخصی یا فشارهای بیرونی انجام شود تا دادههای علمی و تحلیلهای کارشناسانه.
علاوه بر این، پژوهش میتواند فرصتی برای همافزایی و گفتگو میان نیروهای مختلف سینمایی در سطوح متنوع ایجاد کند. وقتی پژوهش بهعنوان محوری مشترک میان هنرمندان، مدیران، دانشگاهیان و فعالان این حوزه قرار گیرد، میتوان انتظار داشت که نتایج این گفتگوها به تقویت خلاقیت، همگرایی و ارتقای سینما منجر شود.
اما راه حل چیست؟
- ایجاد زیرساختهای پژوهشی: تأسیس مراکز تحقیقاتی تخصصی در حوزه سینما که بتوانند حلقه اتصال دانشگاهها، صنعت و سیاستگذاران باشند، از ضروریات است.
- گسترش پژوهشهای میانرشتهای: سینما نقطه تلاقی روانشناسی، جامعهشناسی، فلسفه و حتی علوم داده است. استفاده از این ظرفیتها میتواند به پژوهشهای عمیقتر و عملیتر منجر شود.
- حمایت از پژوهشگران: بدون تأمین منابع مالی و معنوی، نمیتوان انتظار پژوهشهای جدی و کاربردی را داشت. بودجهگذاری برای تحقیقات سینمایی باید به یک اولویت تبدیل شود.
- آموزش نسل جدید پژوهشگران: دانشگاهها باید با ارائه دورههای تخصصی و استفاده از متدهای مدرن، پژوهشگرانی تربیت کنند که با نیازهای روز سینما آشنا باشند.
- تعامل جهانی: نتایج تحقیقات داخلی باید در سطح بینالمللی عرضه شود و در عین حال، دستاوردهای جهانی نیز بهصورت بومیسازیشده در شاکله سینمای ما استفاده شود. راهکار روشن آن همراهی با سمپوزیومهای معتبر بینالمللی در حوزههای مختلف سینما و تحولات آن است.
پژوهش در سینما باید به ستون اصلی این هنر-صنعت تبدیل شود، چه در سیاستگذاری، چه در مدیریت، چه در اجرا. اگر این تغییر رخ دهد، میتوان امید داشت که فاصله ما با سینمای جهان کمتر شده و سینمای ایران به جایگاه واقعی خود برسد.
امید است جشن هر ساله و کم رمق پژوهش آغازی باشد برای توجه جدیتر به پژوهش در سینمای ایران.
پژوهشگر، مترجم و مؤلف حوزه سینما- برگزیده ششمین دوره جایزه پژوهش سال سینمای ایران
۲۴۳
