درحال بارگذاری...
پشت پرده الیگارشی بنی امیه چه بود؟/حفظ امویان با سرنیزه قبیله کلب
دینی و مذهبی

پشت پرده الیگارشی بنی امیه چه بود؟/حفظ امویان با سرنیزه قبیله کلب

الیگارشی بنی امیه که از مقبولیت عمومی بی بهره بود، برای تثبیت قدرت و عبور از بحران‌ها به بازوی نظامی قبیله جنگجوی کلب متکی شد.

به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام محسن قنبریان در سلسله بحث هایی با عنوان «طلاخون» به بسترهای شکل گیری و الیگارشی قدرت امویان در مقابل نهضت عاشورا و اهل بیت (ع) می پردازد. در ادامه بخش ششم از مباحث مطرح شده را می خوانید.

بستر شکل‌گیری قیام‌ها علیه بنی‌امیه، از برجسته‌ترین این قیام‌ها نهضت عاشورا است. برای درک بهتر این قیام‌ها، لازم است ساختار الیگارشی بنی‌امیه را در سیاست و اقتصاد و پیوند میان این دو بررسی کنیم؛ چراکه بنی‌امیه هم‌زمان حاکمان و تاجران زمانه خود بودند و از همین مسیر، بستری برای فساد فراهم کرده بودند.

چنین حکومت خویشاوندسالاری به نگهبانانی قوی و نیروی سرکوبی قدرتمند نیاز دارد. این حکومت حتی در زمان‌های خلا قدرت و تعارضات درونی، به لنگرگاهی نیازمند است تا از دستش ربوده نشود. در جلسات پیش اشاره شد که قبیله کلب، هسته سخت و حافظ اصلی حکومت بنی‌امیه بود. وجه تسمیه این قبیله نیز به دلیل روحیه جنگاوری آنان بود. ایشان در دوره بعثت پیامبر از یمن مهاجرت کردند و پس از اسلام، با کاهش اقتدارشان، به سمت شام رفتند. بنی‌امیه که از تیره‌های اصلی قریش بودند و تجارت‌های تابستانه و زمستانه داشتند، پیش از اسلام در جریان سفرهای تجاری کاروان‌های بزرگ به سمت روم، با این قبیله پیوند خوردند. پس از اسلام نیز این ارتباط از طریق چهار ازدواج به پیوندهای سببی تبدیل شد. قبیله بنی‌کلب، قومی جنگجو و بی‌کاب بودند؛ چنان‌که زهیر بن جناب دویست نبرد را تجربه کرده بود. در اشعار و فرهنگ عامه نیز این موضوع بسیار نمود داشت و می‌گفتند با طلوع خورشید، ما بر سر اسب هستیم. هنگامی که این قبیله با بنی‌امیه متحد شد، نیروی نظامی بی‌نظیری در کنار بنی‌امیه قرار گرفت، هرچند که خود بنی‌امیه نیز قومی جنگجو بودند.

مشروعیت سلطنت بنی‌امیه بر پایه رضایت عمومی مردم استوار نبود، بلکه این گروه با یک ائتلاف نظامی و سیاسی با قبیله‌ای قدرتمند پیش می‌رفتند. در این میان، دیدگاه‌ها متفاوت بود؛ شیعیان به امامت باور داشتند و شرطش را بیعت اختیاری مردم می‌دانستند. اهل سنت نیز خلافت را منوط به بیعت مردم می‌دانستند. اما کلبیان که شاخه‌هایی از ایشان مسیحی و برخی دیگر مسلمان شده بودند، نه مانند اهل سنت دغدغه خلافت داشتند و نه مانند شیعیان به دنبال امامت بودند؛ از این رو، هنگامی که با بنی‌امیه همراه شدند، هیچ مشکلی با پذیرش سلطنت نداشتند.

از سوی دیگر، یک گسل عراقی نیز وجود داشت؛ منطقه‌ای که تحت‌الحمایه ایرانیان و ساسانیان بود. در کنار این موضوع، دعوای عراقی و شامی نیز جریان داشت. تقابل نظریه دولت اموی با خوارج و شیعیان از یک‌سو، و رقابت شام و عراق از سوی دیگر، گسل اصلی را ایجاد کرد و در این میان، کلبیان در بقای این الیگارشی نقش جدی ایفا کردند، چراکه خاستگاه این ساختار، توده مردم نبودند. برای نمونه، پس از قتل عثمان، همسرش لباس خونی و انگشت قطع‌شده او را برای معاویه فرستاد و معاویه به‌سرعت خطبه‌ای خواند و از مردم تعهد گرفت که با دشمنان و قاتلان عثمان بجنگند. کلبیان در نبرد صفین حضور جدی داشتند و در ماجرای ولایتعهدی یزید نیز به این دلیل که مادر یزید از همین قبیله بود، نقشی کلیدی ایفا کردند.

دو تن از همین کلبیان تلاش‌های جدی برای تثبیت جایگاه یزید انجام دادند. مهم‌تر این است که ایشان خلا قدرت پس از یزید و بحران حکومت‌داری در دوره کوتاه معاویه دوم را مدیریت کردند. در این برهه، بنی‌امیه را گرد هم جمع کردند و کمیته‌ای تشکیل دادند. در این جلسه، ابتدا نام خالد بن یزید برادر معاویه مطرح شد، اما در نهایت با اشاره به اینکه مروان دارای رای و تجربه کافی است، همه به او رای دادند. این متحدان نظامی و سیاسی در کنار بنی‌امیه قرار گرفتند و الیگارشی حاکم را از لطمات بیرونی و تعارضات درونی حفظ کردند؛ الیگارشی ای که در کنار تثبیت قدرت، جنگ‌های مکرری نیز با خوارج داشت.

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *