درحال بارگذاری...
سند راهبردی مقاومت؛ خط قرمز تهران برای پایان «جنگ رمضان»
سیاسی و اجتماعی

سند راهبردی مقاومت؛ خط قرمز تهران برای پایان «جنگ رمضان»

پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی، معماری امنیتی جدیدی را ترسیم می‌کند که در آن، جبهه مقاومت از موضع پاسخ‌گویی تدافعی به موقعیت «تعیین شرایط نهایی» ارتقا یافته است.

خبرگزاری مهر _گروه سیاست: در شرایطی که ماشین جنگی مشترک ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در مواجهه با جبهه مقاومت با ابعاد بی‌سابقه‌ای از فرسایش لجستیکی، بحران ذخایر تسلیحاتی، تلفات سنگین و شکاف‌های عمیق استراتژیک دست‌وپنج نرم می‌کند، پیام روز گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزب‌الله لبنان، نقطه‌عطفی تعیین‌کننده در روند درگیری‌های جاری ایجاد کرده است. این پیام، فرزند شرایط متغیر میدانی و فراتر از یک اعلام پشتیبانی معنوی، «سند جامع راهبردی جبهه مقاومت» برای بازطراحی هندسه امنیتی غرب آسیا به شمار می‌رود.

دکترین خروج کامل و صیانت از تمامیت ارضی؛ شرط غیرقابل‌مذاکره پایان جنگ

کلیدی‌ترین فراز از پیام رهبر معظم انقلاب، تعیین دقیق و بلافصل پارامترهای هرگونه فرآیند دیپلماتیک یا توافق احتمالی برای پایان درگیری‌هاست. ایشان با تبیین موضع خلل‌ناپذیر جمهوری اسلامی ایران در حمایت همه‌جانبه از مجاهدان لبنان، صراحتاً خاطرنشان کردند: «حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی، شرط اوّل تفاهم‌نامه‌ی پایان جنگ تحمیلی با آمریکای متجاوز است.»

این موضع‌گیری قاطع، پاداستراتژی ایران در برابر مانورهای سیاسی واشنگتن و تل‌آویو محسوب می‌شود. ایالات متحده تلاش می‌کرد با ابزار مدیریت تنش و تحمیل توافق‌های امنیتی یک‌طرفه، دستاوردهای اشغالگرانه رژیم صهیونیستی را تثبیت کند؛ اما تعیین این خط قرمز نشان داد که:

– هیچ توافق گام‌به‌گام یا مشروطی که حاوی امتیازدهی ارضی از سوی لبنان باشد، از مشروعیت و ضمانت اجرا برخوردار نخواهد بود.

– بازسازی زیرساخت‌های دفاعی و سیاسی لبنان باید مستقل از اراده قدرت‌های مداخله‌گر غربی صورت پذیرد.

در همین راستا، ادای احترام به مقام شامخ مجاهد بزرگ، شهید سیدحسن نصرالله به‌عنوان «سیدالشّهدای حزب‌الله» و تأکید بر الهام‌بخشی تاریخی الگوی مقاومت، پیوند ایدئولوژیک و پشتیبانی راهبردی تهران و بیروت را در بالاترین سطح عملیاتی تثبیت کرد.

۲. واکاوی بن‌بست عملیاتی واشنگتن؛ از بحران رهگیرها تا شکاف در لایه‌های فرماندهی

پیام مقتدرانه رهبری بر بستر واقعیات عینی میدان و بحران‌های ساختاری درون دستگاه نظامی-سیاسی آمریکا صادر شده است. بر اساس مستندات و تحلیل‌های اطلاعاتی، واشنگتن با جدی‌ترین چالش پشتیبانی در دهه‌های اخیر روبرو است:

هشدار هشدارهای ستاد مشترک به کاخ سفید: گزارش‌های درزیافته از جلسات محرمانه نشان می‌دهد که رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا صریحاً به دونالد ترامپ و پیت هگست (وزیر جنگ) هشدار داده است که تخلیه بحرانی ذخایر موشک‌های رهگیر (به‌ویژه سامانه‌های Patriot PAC-3 و THAAD)، توانایی پنتاگون برای حفاظت از پایگاه‌های منطقه‌ای و تأسیسات کلیدی متحدانش را به خطری تجدیدناپذیر مبدل کرده است.

اذعان نیویورک‌تایمز به عقب‌نشینی تاکتیکی: این روزنامه آمریکایی فاش ساخت که برنامه‌های کاخ سفید برای تشدید حملات هوایی علیه مواضع ایران به دلیل هراس از اتمام کامل سامانه‌های پدافندی در سطح بین‌المللی به حالت تعلیق درآمده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده ناکامی استراتژی «غافلگیری و تهاجم سریع» است.

سردرگمی و رفتار انفعالی دیپلماتیک: مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل، در پاسخ به پرسش‌های صریح رسانه‌ها پیرامون کمبود مهمات، ابتدا ناچار به اعتراف به ضرورت «یک گام عقب‌نشینی برای بازآرایی» شد، اما بلافاصله در موضعی منفعلانه، خواستار پیگرد قضایی و زندانی‌شدن افشاکنندگان این داده‌های محرمانه گردید؛ واکنشی که ناشی از آشفتگی روان‌شناختی دستگاه حاکمیتی آمریکا در پنهان‌سازی ناکامی‌هاست.

ارزیابی واقع‌بینانه سنتکام: دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، با ارائه گزارشی میدانی صراحتاً توصیه کرده که عملیات بمباران در حوضه تنگه هرمز و خلیج فارس متوقف شود، چرا که این کارزار به «سقف اثربخشی عملیاتی» رسیده و تداوم آن تنها باعث افزایش تلفات نیروهای آمریکایی بدون تحقق اهداف راهبردی خواهد شد.

۳. توسعه جبهه‌های چندگانه و تحقق راهبرد «موازنه فرسایش اقتصادی»

ابعاد درگیری‌ها که از آن تحت عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود، فراتر از محاسبات اولیه اتاق‌های فکر غربی گسترش یافته است. فعال‌شدن هم‌زمان جبهه‌های دریای سرخ، خلیج فارس و دریای عمان، روند درگیری را از فاز نظامی صرف به فاز «فشار ضربتی بر شریان‌های زیستی دشمن» سوق داده است:

گسترش جبهه‌های نبرد

جبهه شمال: پایداری حزب‌الله و تثبیت خطوط مرزی لبنان

جبهه جنوب و دریای سرخ: ضربات انصارالله به شریان‌های انرژی و لوجستیک

جبهه خلیج فارس و تنگه هرمز: اعمال تسلط هوشمند ایران بر تردد شناورهای متخاصم

اقدامات بازدارنده انصارالله یمن: حملات دقیق پهپادی و موشکی جنبش انصارالله به تأسیسات حیاتی شرکت آرامکو در جیزان و ینبع، و سرنگونی پهپاد پیشرفته شناسایی عربستان در استان الجوف، معادلات انرژی را متزلزل کرده است. تهدید صریح یمن مبنی بر هدف‌گیری جامع کلیه زیرساخت‌های نفتی عربستان در صورت تداوم همراهی با ائتلاف، ریاض را ناچار کرده خطوط صادراتی خود را با هزینه‌های گزاف به سمت بندر «سیدی کریر» در سواحل مدیترانه‌ای مصر تغییر دهد.

تحلیل رسانه‌های منطقه‌ای: تحلیگران روزنامه رای‌الیوم به‌درستی اشاره می‌کنند که معیار پیروزی در نبردهای قرن بیست‌ویکم، تصرف فیزیکی جغرافیا نیست، بلکه «تحمیل هزینه‌های تجدیدناپذیر اقتصادی، سیاسی و روانی» است. جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت با به‌کارگیری همین الگوی نبرد ناهمطراز، توانسته‌اند دشمن را در یک نبرد فرسایشی بی‌انتها گرفتار سازند.

۴. تناقض در آمار تلفات و انزوای بین‌المللی رژیم صهیونیستی

دستکاری آمار تلفات به ابزار اصلی ساختار جنگ روانی پنتاگون تبدیل شده است. اگرچه پنتاگون در آخرین گزارش رسمی خود، آمار تلفات را از زمان آغاز درگیری‌ها در ۲۸ فوریه، ۱۸ کشته و ۶۲۴ زخمی (شامل ۴ کشته و ۱۴۰ زخمی در موشک‌باران‌های اخیر ایران) اعلام کرده، اما ارزیابی‌های میدانی ابعاد بسیار گسترده‌تری را نشان می‌دهد.

سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پیش‌تر تأکید کرده بود که تنها پس از بدعهدی و نقض تفاهمنامه‌ها توسط واشنگتن، آمار کشته‌های نظامیان آمریکایی از مرز ۲۰۰ نفر گذشته است؛ ناهمخوانی شدیدی که افشاگری رسانه‌های مستقل آمریکایی درباره سانسور شدید نظامی در پنتاگون آن را تأیید می‌کند.

هم‌زمان با ناکامی‌های میدانی، رژیم صهیونیستی با موج کم‌نظیری از انزوای دیپلماتیک مواجه شده است:

فشار پارلمانی در اروپا: بیش از ۸۰ نماینده از ۹ حزب سیاسی مختلف در پارلمان بریتانیا با امضای طوماری بی‌سابقه، خواستار تحریم کامل تسلیحاتی و اقتصادی رژیم صهیونیستی شده‌اند.

شکاف استراتژیک واشنگتن-تل‌آویو: روزنامه صهیونیستی هاآرتص در تحلیلی آسیب‌شناسانه اذعان کرد: «اسرائیل با تمام توان بر طبل جنگ با ایران می‌کوبد، اما کاخ سفید به دلیل درک واقعیات میدانی، توان و تمایلی برای همراهی با این آهنگ ندارد.»

۵. موقعیت تعیین‌کننده جمهوری اسلامی ایران؛ ابتکار عمل در دست جبهه مقاومت

اظهارات اخیر اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، مؤید این واقعیت است که تهران با وجود باز نگه داشتن کانال‌های دیپلماتیک، هرگونه مذاکره تحت فشار یا فاقد ضمانت اجرایی را مردود می‌داند. اولویت بلافصل ایران، «دفاع مقتدرانه از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی» است و واشنگتن با نقض قوانین بین‌المللی، بستر هرگونه گفت‌وگوی سازنده را نابود کرده است. در همین زمینه، ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، یادآور شد که محاسبات اشتباه محاسباتی دشمن، پاسخی پشیمان‌کننده به همراه دارد و فهرست پاس‌نشده تجاوزات واشنگتن و تل‌آویو، به‌زودی نقد خواهد شد.

پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی، معماری امنیتی جدیدی را ترسیم می‌کند که در آن، جبهه مقاومت از موضع پاسخ‌گویی تدافعی به موقعیت «تعیین شرایط نهایی» ارتقا یافته است. شرط عقب‌نشینی کامل و بدون قیدوشرط اسرائیل از خاک لبنان، آزمونی جدی برای قدرت‌های غربی است؛ قدرت‌هایی که به دلیل تخلیه ذخایر تسلیحاتی، افزایش روزافزون تلفات و شکاف‌های عمیق درون‌ائتلافی، دیگر ابزار لازم برای تحمیل اراده خود را در اختیار ندارند. مقاومت اسلامی با مدیریت هوشمندانه نبرد، نه تنها حفظ تمامیت ارضی لبنان را تضمین کرده، بلکه توازن قدرت در منطقه غرب آسیا را وارد مرحله جدیدی کرده است.

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *