درحال بارگذاری...
 رسالت انسان و نقش آموزش: از خانواده تا مدرسه
تحصیلی

 رسالت انسان و نقش آموزش: از خانواده تا مدرسه

انسان برای چه آمده است؟ این پرسش کهن، پاسخی ساده دارد: تا در مسیر هدایت الهی، رسالت خود را بیابد و تمام پتانسیل وجودی‌اش را به فعلیت برساند. قرآن کریم می‌فرماید: “«إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَ إِمَّا کَفُورًا»“ (انسان، آیه ۳) – ما راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار باشد یا ناسپاس. این آیه نشان می‌دهد که انسان با فطرت آگاهی و انتخاب آفریده شده است؛ اما این آگاهی و انتخاب نیاز به پرورش دارد.

اگر هر انسانی بتواند رسالت خود را بیابد و در مسیر آن گام بردارد، پازل اجتماعی به راحتی چیده می‌شود. جامعه‌ای که در آن هر کس جای خود را می‌شناسد، نه از روی اجبار بلکه از روی شناخت و انتخاب آگاهانه، جامعه‌ای است که در آن عدالت، صلح و شکوفایی معنا پیدا می‌کند.

اما این مسیر از کجا آغاز می‌شود؟

“آغاز از خانواده: نگاه پدر و مادر”

اولین معلم هر کودک، پدر و مادر اوست. نگاه خانواده به کودک، تعیین‌کننده است. اگر پدر و مادر کودک را موجودی ببینند که باید شکل بگیرد، قالب شود و به نقشه‌ای از پیش تعیین‌شده تبدیل شود، در واقع او را از رسالت خود دور کرده‌اند. اما اگر کودک را موجودی ببینند که با فطرت الهی آمده، با کنجکاوی، پرسش و توانایی شناخت، آن‌گاه نقش خانواده تغییر می‌کند: از “شکل‌دهنده” به “راهنما”.

قرآن کریم می‌فرماید: “«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»“ (روم، آیه ۳۰) – پس روی خود را به سوی دین، یکسو کن؛ همان فطرتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است. این فطرت، همان توانایی شناخت حق از باطل، عدالت از ظلم، و راه از بیراهه است. اما این فطرت نیاز به پرورش دارد، نه سرکوب.

“پدر و مادری که می‌خواهند فرزندشان رسالت خود را بیابد، باید:”

1. “پرسش کودک را نشانه رشد بدانند، نه مزاحمت” 

   وقتی کودک می‌پرسد “چرا؟”، در واقع دارد فطرت کنجکاوی و جستجوی حقیقت خود را به کار می‌گیرد. خاموش کردن این پرسش، خاموش کردن نور فطرت است.

2. “پاسخ آماده ندهند، بلکه به کشف دعوت کنند” 

   امام علی (ع) می‌فرماید: “«لا تُکرِهوا أولادَکم علی آدابِکم، فإنَّهم مَخلوقونَ لِزَمانٍ غَیرِ زَمانِکم»“ – فرزندان خود را به آداب خودتان مجبور نکنید، زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده‌اند. این به معنای آن نیست که ارزش‌ها تغییر می‌کند، بلکه به معنای آن است که هر نسل باید راه خود را بیابد، نه تکرار راه پدران.

3. “صبر داشته باشند” 

   یادگیری از طریق کشف، کندتر از حفظ است. اما عمیق‌تر، پایدارتر و معنادارتر است. خانواده‌ای که عجله دارد، کودکی می‌سازد که حفظ می‌کند اما نمی‌فهمد.

 “ادامه در نهادهای آموزشی: مدرسه به‌عنوان فضای کشف رسالت”

کودک از خانواده وارد مدرسه می‌شود. اگر مدرسه ادامه‌دهنده نگاه خانواده باشد – یعنی کودک را موجودی با فطرت، کنجکاوی و پتانسیل ببیند – آن‌گاه مدرسه تبدیل می‌شود به فضایی که کودک در آن “خود را می‌شناسد”.

اما اگر مدرسه کودک را موجودی خالی ببیند که باید پر شود، یا موجودی نافرمان که باید رام شود، آن‌گاه مدرسه تبدیل می‌شود به مانعی در مسیر شناخت رسالت.

“مدرسه‌ای که به کودک کمک می‌کند رسالت خود را بیابد، چه ویژگی‌هایی دارد؟”

“۱. آموزش آگاهی‌محور، نه حفظ‌محور”

قرآن کریم بارها از “«تفکر»“، “«تدبر»“ و “«نظر»“ سخن می‌گوید: 

– “«أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ»“ (غاشیه، آیه ۱۷) – آیا به شتر نگاه نمی‌کنند که چگونه آفریده شده؟ 

– “«قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا»“ (عنکبوت، آیه ۲۰) – بگو در زمین بگردید و بنگرید.

این آیات دعوت به “مشاهده، پرسش و فهم” هستند، نه حفظ و تکرار. مدرسه‌ای که به کودک می‌گوید “گیاه چیست؟” و انتظار تعریف دارد، او را از مشاهده باز می‌دارد. اما مدرسه‌ای که می‌پرسد “فکر می‌کنی گیاه برای رشد به چه چیزی نیاز دارد؟” یا “اگر گیاه را در تاریکی بگذاریم چه اتفاقی می‌افتد؟”، کودک را به کشف دعوت می‌کند.

“۲. معلم به‌عنوان راهنما، نه فرمانده”

امام علی (ع) می‌فرماید: “«مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ إمامًا فَلیَبدَأ بِتَعلیمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلیمِ غَیرِهِ»“ – کسی که خود را پیشوای مردم قرار می‌دهد، باید پیش از تعلیم دیگران، خود را تعلیم دهد. معلم باید خود جویای حقیقت باشد، نه انتقال‌دهنده اطلاعات.

معلمی که “مشاهده می‌کند” کودک چگونه فکر می‌کند، چه سوالی دارد، به چه چیزی علاقه‌مند است، در واقع دارد به کودک کمک می‌کند تا “خود را بشناسد”. این همان کاری است که پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: “«مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ»“ – کسی که خود را شناخت، پروردگارش را شناخته است.

“۳. ارزیابی بر اساس فهم، نه نمره”

نظام آموزشی که کودک را با نمره می‌سنجد، در واقع او را با دیگران مقایسه می‌کند، نه با پتانسیل خودش. اما هر کودک رسالت منحصربه‌فردی دارد. یکی شاید در ریاضیات بدرخشد، دیگری در هنر، سومی در درک انسان‌ها. اگر همه را با یک معیار بسنجیم، بسیاری را از مسیر خود دور کرده‌ایم.

قرآن کریم می‌فرماید: “«وَ لِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا»“ (انعام، آیه ۱۳۲) – و برای هر کس درجاتی است از آنچه عمل کرده‌اند. این آیه نشان می‌دهد که هر انسان مسیر و درجات خاص خود را دارد، نه یک مسیر یکسان برای همه.

 “پازل اجتماعی: وقتی هر کس جای خود را می‌یابد”

جامعه‌ای که در آن هر فرد رسالت خود را می‌شناسد، جامعه‌ای است که در آن:

– “کسی احساس بیگانگی نمی‌کند”، چون جای خود را یافته است.

– “رقابت جای خود را به همکاری می‌دهد”، چون هر کس می‌داند نقش منحصربه‌فردی دارد.

– “ظلم و فساد کاهش می‌یابد”، چون افرادی که خود را می‌شناسند، دروغ و ظلم را نیز تشخیص می‌دهند.

قرآن کریم می‌فرماید: “«وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»“ (حجرات، آیه ۱۳) – و شما را قوم‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. این تنوع، برای شناخت و همکاری است، نه برای رقابت و سلطه.

 “نتیجه: آموزش، ابزار بازگشت به فطرت”

انسان با فطرت الهی آمده است. رسالت او، بازگشت به این فطرت و شکوفایی آن است. خانواده و مدرسه، دو نهاد اصلی‌اند که یا این مسیر را هموار می‌کنند، یا مانع آن می‌شوند.

اگر پدر و مادر کودک را با نگاه هدایت‌گرانه ببینند، نه شکل‌دهنده؛ و اگر مدرسه فضای کشف باشد، نه فضای اطاعت؛ آن‌گاه نسلی می‌آید که:

– “خود را می‌شناسد”

– “حق را از باطل تشخیص می‌دهد”

– “ظلم را نمی‌پذیرد”

– “رسالت خود را می‌یابد”

و این همان جامعه‌ای است که قرآن کریم از آن سخن می‌گوید: “«کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ»“ (آل‌عمران، آیه ۱۱۰) – شما بهترین امتی بودید که برای مردم ظاهر شد.

آغاز این مسیر، از امروز است. از نگاه ما به کودکان.

“منابع:”

– قرآن کریم

– نهج‌البلاغه

* پژوهشگر حوزه ی آموزش

۴۷۴۷

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *