هرگونه اقدام نظامی مستقیم، بدون در نظر گرفتن توان بازدارندگی ایران، نه یک عملیات محدود، بلکه سرآغاز جنگی تمامعیار است که معادلات منطقه را از نو مینویسد.
یادداشت مهمان- داود گودرزی رئیس سابق سازمان بسیجی دانشجویی و معاون شهردار تهران: هر سال که ۵ اردیبهشت از راه میرسد، تصویر بالگردهای سوخته در دل کویر طبس پیش چشم جهانیان بازآفرینی میشود. این تصویر، فقط یک شکست نظامی نبود؛ بلکه شکست راهبردی یک ابرقدرت در مواجهه با انقلابی بود که معادلات کهنه را برای همیشه در هم ریخت. عملیات «پنجه عقاب» که قرار بود با یک ضربه غافلگیرکننده، آزادی گروگانهای لانه جاسوسی را به نمایش بگذارد، در عمل به فاجعهبارترین شکست لجستیکی و اطلاعاتی تاریخ ایالات متحده آمریکا تبدیل شد. اما امروز، پس از چهار دهه، توفانی که آمریکا و متحدان منطقهای آن را تهدید میکند، دیگر از جنس طبیعی و اقلیمی مانند توفان شن طبس نیست. این توفان، حاصل «بازدارندگی فعال» و «قدرت پاسخدهی فرامرزی» است که ایران طی سالهای دفاع مقدس و بعد از آن و اکنون در جنگ تحمیلی سوم به آن دست یافته است.
منظور از جنگ تحمیلی سوم جنایتی است که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در عملیات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی که منجر به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله امام خامنهای شد و تجاوز جدیدی را به حریم هوایی ایران آغاز کرد. در این روزها، رژیم صهیونیستی و آمریکا برای دومین بار بعد از جنگ دوازده روزه دست به حمله مستقیم از خاک خود به کشور و انجام عملیات زمینی در اصفهان زد. این جنگ بیسابقه، نشان داد که دیگر فاصله جغرافیایی نمیتواند امنیت متجاوزان را تضمین کند و خطوط قرمز دیگر فقط بر روی نقشه، بلکه در مختصات دقیق موشکهای بالستیک و کروز تعریف میشوند. اکنون، پس از آن تجربه، رسانههای غربی و عبری از زمزمههای حمله ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران خبر میدهند. برخی تحلیلگران این سناریوی احتمالی را جنگ جهانی سوم نامیدهاند؛ جنگی که اگر آغاز شود، پای تمامی پایگاههای آمریکایی در غرب آسیا از قطر تا بحرین و از عربستان سعودی تا اردن و کل منطقه را به میدان باز خواهد کرد.
اما چرا طبس در این میان به یک نشانه تاریخی زنده تبدیل میشود؟ چون آن شکست، ضعف ذاتی یکجانبهگرایی نظامی را در تقابل با یک ملت دارای فرهنگ مقاومت، فناوریهای بومی و روحیه جهادی اثبات کرد. امروز همان ضعف با قدرت بیشتری بازتولید شده است. آمریکا در طبس با توفانی روبهرو شد که از آن بیخبر بود. اکنون با لایههایی از نفوذ اطلاعاتی، سامانههای دفاعی لایهلایه و سامانههای بومی پدافندی و انبوهی از موشکهای دوربرد و پهپادهای انتحاری طرف است که همه محصول اراده داخلی و پیشرفت علمی بدون وابستگی به خارج هستند. تجربه جنگ دوازدهروزه به وضوح نشان داد که حتی اگر دشمن بتواند ضربتی محدود وارد کند، هزینه پاسخ ایران چندین برابر بزرگتر از سود احتمالی حمله خواهد بود. در آن درگیری، چندین پایگاه نظامی اسرائیل هدف قرار گرفت و سامانههای دفاعی چندلایه آن از گنبد آهنین تا پیکان نتوانستند از عبور حجم عظیمی از موشکها و پهپادهای ایرانی جلوگیری کنند.
نکته مهم دیگر، تفاوت نسل جنگ است. در طبس، مقابله ایران عمدتاً در سطح عملیات اطلاعاتی و میدانی محدود بود اما امروز بازدارندگی تهاجمی سریعترین پاسخ را ممکن میکند. آمریکا و اسرائیل به خوبی میدانند که هرگونه اقدام نظامی مستقیم، بدون در نظر گرفتن توان بازدارندگی ایران، نه یک عملیات محدود، بلکه سرآغاز جنگی تمامعیار است که معادلات منطقه را از نو مینویسد. همان طور که طبس پایان یک توهم بود و در اصفهان نیز تکرار شد، امروز نیز هرگونه تکرار ماجراجویی نظامی، سرآغاز پایان حضور راهبردی غرب در غرب آسیا خواهد بود. سرداران ایرانی بارها اعلام کردهاند که اکنون هزاران موشک دقیقزن در حالت آمادهباش، اهداف از پیش تعیین شدهای را در شعاع ۲۰۰۰ کیلومتری نشانه گرفتهاند.
در این میان، رسانههای عبری و غربی با بزرگنمایی تهدید جنگ دوازدهروزه و جنگ تحمیلی سوم تلاش میکنند ذهن افکار عمومی را برای پذیرش یک رویارویی بزرگ آماده کنند، اما غافل از آنکه ملت ایران در طول چهار دهه بیش از هر ملتی بهای جنگ تحمیلی، تحریم، ترور و جنگ اقتصادی را پرداخته و اکنون در بالاترین سطح از انسجام ملی و دفاعی قرار دارد. از کویر طبس تا اصفهان، از تنگه هرمز تا دریای مدیترانه، هر نقطه از این سرزمین تبدیل به یک دژ مستحکم شده است. سالروز طبس، فرصتی برای یادآوری این حقیقت تاریخی است: آمریکاییها در سال ۱۳۵۹ با توفانی شکست خوردند که از آن خبر نداشتند؛ امروز اگر وارد جنگی جدید شوند، با توفانی از موشکهای هوشمند، پهپادهای انتحاری و مقاومت مردمی روبهرو خواهند شد که پیشبینی آن، نیازی به استخاره ندارد؛ زیرا خطوط آن در هزاران ساعت تجربه دفاعی-تهاجمی ایران نوشته شده است. طبس، پایان یک آغاز بود و آغاز جنگ تحمیلی سوم، پایانی قطعی برای یکجانبهگرایی نظامی در منطقه شده است.
