قیمت پارچه بالا رفته، اما آنچه بیشتر از همه به چشم میآید، فاصله میان قیمت لباس و قدرت خرید مشتری است؛ فاصلهای که فروشندگان میگویند هر روز بیشتر میشود.
به گزارش خبرنگار مهر، در بازار پارچه تهران، در روزهای پایانی تابستان ۱۴۰۵، خرید و فروش جریان دارد اما بازار آن شلوغی پررونق گذشته را ندارد. فروشندهها پشت طاقههای پارچه ایستادهاند، مشتریها قیمت میپرسند، چند طاقه را لمس و مقایسه میکنند و در بسیاری از موارد بدون خرید مغازه را ترک میکنند. اینجا دیگر فقط قیمت پارچه موضوع گفتوگو نیست؛ هر فروشنده میداند افزایش قیمت یک متر پارچه، چند هفته یا چند ماه بعد خودش را در قیمت یک شلوار، مانتو، پیراهن یا پرده نشان میدهد.
بررسی میدانی خبرنگار مهر حکایت از آن دارد که افزایش قیمت مواد اولیه، دشواری واردات، ثبت سفارش، هزینه حملونقل و تولید و همچنین کاهش قدرت خرید مردم، مهمترین مشکلاتی است که از سوی فعالان بازار تکرار میشود. ولدخانی، رئیس اتحادیه پارچه تهران نیز افزایش هزینه مواد اولیه و محدودیتهای وارداتی را از فشارهای اصلی بر این بازار میداند و نسبت به تضعیف تولید داخلی در برابر کالای قاچاق هشدار داده است.
از قیمت پارچه تا قیمت یک شلوار
در یکی از راستههای بازار، وقتی صحبت از قیمت پارچههای پرمصرف میشود، فروشندگان از افزایش قیمت جین، فاستونی، مازراتی و حریر نسبت به سال گذشته میگویند.
بر همین اساس بررسی قیمتهای روز بازار پارچه در تهران نشان میدهد نرخ پارچههای پرمصرف بسته به جنس، کیفیت و محل عرضه تفاوت قابلتوجهی دارد. در بازار خردهفروشی، هر متر پارچه کرپ مازراتی معمولی حدود ۵۵۰ تا ۶۶۰ هزار تومان، مازراتی خارجی حدود ۷۵۰ هزار تومان و سوپر مازراتی حدود ۷۰۰ تا ۸۳۰ هزار تومان قیمت دارد. پارچههای لینن نیز بسته به نوع و کیفیت، از حدود چندصد هزار تومان در هر متر آغاز میشوند و انواع سوزندوزی و کارشده به مراتب گرانتر هستند؛ برای نمونه، یک عرضه لینن سوزندوزی هندی در تهران حدود ۴۷۵ هزار تومان به ازای هر متر قیمتگذاری شده است.
در بخش پارچههای تریکو و لباسپوش، قیمت عمده برخی اقلام بهصورت کیلویی اعلام میشود؛ بهعنوان نمونه، تریکو اسپان حدود ۹۰۰ هزار تومان، ریون حدود یک میلیون تومان، پنبه نخ ۳۰ تیشرتی حدود یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان، پنبه ماکان حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، ونیز حدود ۸۵۰ هزار تومان و مخمل پورشه حدود ۷۵۰ هزار تومان به ازای هر کیلو معامله میشود. در همین بازار، پارچههای غواصی نیز بسته به نوع و کیفیت حدود یک تا یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان در هر کیلوگرم قیمت دارند.
فعالان بازار تأکید دارند که قیمت نهایی در بازار تهران به عواملی مانند عرض پارچه، کیفیت نخ و بافت، کشور تولیدکننده، رنگ و طرح و همچنین حجم خرید بستگی دارد؛ از این رو قیمتهای اعلامشده را باید محدوده رایج بازار در ماه پایانی تابستان در نظر گرفت، نه نرخ ثابت برای همه فروشگاهها.
در این بین اثر این افزایش را باید چند قدم جلوتر دید؛ جایی که پارچه به کارگاه خیاطی و سپس به ویترین پوشاک میرسد.
یکی از فعالان بازار برای توضیح این روند به هزینه تولید شلوار جین اشاره میکند و میگوید هزینه تمامشده این محصول از حدود ۸۰۰ هزار تومان در سال گذشته به حدود ۲.۳ میلیون تومان رسیده است. بررسی قیمتهای موجود در بازار و عرضهکنندگان نیز نشان میدهد شلوار جین در سطوح مختلف قیمتی عرضه میشود و در نمونههای معمولی و متوسط، قیمتهای بالای دو میلیون تومان دیگر عددی غیرعادی نیست.
در دادههای قیمت پوشاک نیز متوسط قیمت ثبتشده برای «شلوار مردانه» حدود ۲ میلیون و ۸۷ هزار تومان اعلام شده است. این رقم البته میانگین یک شاخص قیمتی است و با قیمت هر مدل در بازار یکسان نیست.
در بازار آنلاین نیز نمونههایی از شلوار جین زنانه حدود ۱.۹۸ میلیون تومان و تیشرت زنانه در بازه حدود ۵۳۰ هزار تا یک میلیون تومان عرضه میشود. بنابراین اگر چند قلم پوشاک روزمره مانند یک شلوار جین، یک تیشرت و یک لباس دیگر را کنار هم بگذاریم، هزینه یک خرید معمولی خانوار بهسرعت به چند میلیون تومان میرسد.
مشتری هست، اما خرید کمتر شده است
در بازار پارچه، این مسئله از روی رفتار مشتری هم قابل مشاهده است. فروشندهای که تا چند سال قبل میتوانست با نشان دادن چند مدل مشتری را به خرید ترغیب کند، حالا بیشتر با این سؤال مواجه است: «ارزانترش را ندارید؟»
مشتریها قیمت چند مغازه را میپرسند و مقایسه میکنند. بخشی از آنها خرید خود را به تعویق میاندازند و بخشی دیگر به سراغ مدلهای ارزانتر میروند. در واقع، مسئله فقط گران شدن جنس نیست؛ ترکیب قیمت بالاتر و درآمد محدودتر باعث شده تعداد اقلامی که خانوار در هر نوبت خرید میکند کاهش پیدا کند.
این وضعیت در بازار شب عید نیز قابل مشاهده بود؛ بهگونهای که با وجود حضور و رفتوآمد مردم در مراکز خرید، فروشندگان از کاهش فروش و حساستر شدن مشتریان نسبت به قیمت خبر داده بودند.

واردات؛ حمایت از تولید یا افزایش هزینه تولید؟
در سوی دیگر ماجرا، سیاست واردات قرار دارد. رئیس اتحادیه پارچه تهران نیاز سالانه کشور به پارچه را حدود ۸۰۰ هزار تن اعلام کرده است. از سوی دیگر، آمار انجمن صنایع نساجی نشان میدهد واردات رسمی پارچه در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ حدود ۲۷۰ میلیون دلار بوده؛ در حالی که این رقم در سال ۱۴۰۳ حدود ۷۷۵ میلیون دلار و در سال ۱۴۰۲ حدود ۶۷۵ میلیون دلار ثبت شده است. با احتساب حدود ۴۵۰ میلیون دلار واردات از مسیرهای تهلنجی، ملوانی و کولبری، مجموع واردات به حدود ۷۲۰ میلیون دلار میرسد.
این ارقام نشان میدهد کاهش واردات رسمی لزوماً به معنای کاهش حضور کالای خارجی در بازار نیست. فعالان صنعت نیز تأکید دارند که پارچه برای بسیاری از تولیدکنندگان پوشاک، ماده اولیه است و محدودیت واردات آن میتواند هزینه تولید را افزایش دهد. از سوی دیگر، افزایش قیمت کالای داخلی نسبت به نمونه خارجی، احتمال قاچاق را بیشتر میکند.
در کنار سیاست واردات، هزینه مواد اولیه، انرژی، حملونقل، ماشینآلات و مشکلات تأمین ارز نیز بر قیمت تمامشده اثرگذار است. تداوم این چالشها باعث شده دولت برای تأمین برخی مواد اولیه نساجی، از جمله الیاف، نخ و پارچه، راهکارهای موقت وارداتی در نظر بگیرد.

تولید داخلی وجود دارد، اما ارزان تولید کردن مهمتر است
در عین حال، نمیتوان گفت ایران ظرفیت تولید پارچه ندارد. برای نمونه، مسئولان حوزه مد و لباس آذربایجان غربی اعلام کردهاند یکی از واحدهای نساجی استان حدود ۲۵ درصد پارچه جین مورد نیاز کشور را تأمین میکند.
بنابراین مسئله فقط تعداد کارخانهها نیست؛ مسئله این است که کارخانه ایرانی با چه هزینهای تولید میکند و آیا میتواند محصول خود را با قیمت رقابتی به بازار بدهد یا نهمسئله فقط تعداد کارخانهها نیست؛ مسئله این است که کارخانه ایرانی با چه هزینهای تولید میکند و آیا میتواند محصول خود را با قیمت رقابتی به بازار بدهد یا نه.
اگر ماشینآلات فرسوده باشند، مواد اولیه گران تمام شود و انرژی و سرمایه در گردش نیز هزینه بالایی داشته باشد، حتی تولیدکنندهای که کیفیت مناسبی دارد، در نهایت با مشکل قیمت تمامشده مواجه خواهد شد.
چکهایی که برگشت میخورند
از سویی دیگر در بازار پارچه، اثر رکود را فقط از روی تعداد مشتری نمیتوان فهمید. بخشی از آن در معاملات مدتدار و چکها دیده میشود. به گفته رئیس اتحادیه پارچه تهران، برخی فعالان صنفی در ماههای گذشته با چکهای برگشتی و فشار نقدینگی مواجه شدهاند. این مسئله در زنجیره پوشاک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا وقتی تولیدکننده لباس فروشش را با تأخیر انجام میدهد، پرداخت پول پارچه نیز عقب میافتد و عمدهفروش برای خرید بعدی با کمبود نقدینگی مواجه میشود.
در نتیجه، گرانی فقط یک مسئله قیمتی نیست؛ میتواند به مشکل سرمایه در گردش در کل زنجیره تبدیل شود.
آخر خط؛ مشتری
حالا اگر از بازار پارچه چند قدم جلوتر برویم، به ویترین پوشاک میرسیم؛ جایی که اثر تمام این هزینهها برای مشتری قابل لمس است. یک شلوار جین معمولی، بسته به کیفیت و برند، میتواند حدود دو میلیون تومان یا بیشتر قیمت داشته باشد و تیشرتهای معمولی نیز در نمونههای عرضهشده در بازار و فروشگاههای آنلاین از حدود ۵۰۰ هزار تومان به بالا دیده میشوند. نمونههای رسمیتر یا باکیفیتتر، چند میلیون تومان قیمت دارند.
در چنین بازاری، خرید لباس از یک خرید عادی به تصمیمی اقتصادی تبدیل شده است. مشتری ابتدا قیمت میگیرد، بعد کیفیت را مقایسه میکند و در نهایت تصمیم میگیرد که اصلاً خرید کند یا نه.
این همان نقطهای است که فشار از بازار پارچه به تولیدکننده پوشاک و سپس به خانوار منتقل میشود. بازار تهران در ظاهر پر از کالا است؛ اما مسئله اصلی کمبود طاقه پارچه یا لباس نیست. مسئله، قیمت تمامشده و قدرت خرید است. تولیدکننده داخلی از واردات بیضابطه گلایه دارد، تولیدکننده پوشاک از گرانی مواد اولیه و مصرفکننده از قیمت لباس.
اگر قرار است سیاست حمایت از تولید نتیجه بدهد، صرف محدود کردن کالای خارجی کافی نیست. مواد اولیه باید با هزینه قابل پیشبینی تأمین شود، ماشینآلات نوسازی شوند، ثبت سفارش و تخصیص ارز ثبات داشته باشد و همزمان با کنترل واردات کالای نهایی، مسیرهای قاچاق نیز بسته شود. وگرنه ممکن است در ظاهر از تولید داخلی حمایت شده باشد، اما در ویترین بازار، نتیجه نهایی چیزی جز لباس گرانتر، مشتری کمتر و تولیدکنندهای با حاشیه سود فشردهتر نباشد.
