کتاب صوتی پیامبر و دیوانه

(دیدگاه 2 کاربر)

10,000تومان

کتاب صوتی پیامبر و دیوانه

نویسنده: جبران خلیل جبران

گوینده: سیران حمزه ای

ناشر صوتی: استودیو نواسازان باران کردستان

توضیحات

کتاب صوتی پیامبر و دیوانه یکی از شنیدنی ترین کتاب هایی است که می تواند حس بسیار خوبی را در شما ایجاد نماید. این کتاب بسیار زیبا جبران خلیل جبران را با صدا سیران حمزه ای بشنوید

کتاب پیامبر به شیوه نثر، شعر نوشته شده است. این کتاب خردورزی فردی خردمند و سالک به اسم المصطفی را بازگو می کند. کتاب پیامبر بهترین آثار جبران خلیل جبران است. کتاب دیوانه هم به شیوه نثر و شعر نوشته شده است و اما این بار داستان از زبان دیوانگی های یک فرد دیوانه که روی دیگر پیامبر است نوشته شده است. کتاب پیامبر و دیوانه مجموعه ای از داستان های عرفانی، اخلاقی هستند که به  مسائل انسانی می پردازند و دیدی بسیار خوش بینانه به انسان دارند. 

پیامبر و دیوانه ترجمه دو کتاب (کتاب پیامبر و کتاب دیوانه) از جبران خلیل جبران نویسنده لبنانی آمریکایی به زبان انگلیسی است که در سال ۱۹۲۳ میلادی در ایالات متحده آمریکا منتشر شد. این کتاب دردهه ۱۳۳۰ و ۱۳۶۰ دو بار محبویت یافت و با گسترش فراوانی مواجه شد. این کتاب امروزه در ۵۰ کشور جهان به ۵۰ زبان دنیا ترجمه شده  و از پرفروش ترین کتاب های دنیا می باشد. به باوری میلیون ها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده است.

توصیف کتاب صوتی پیامبر و دیوانه

داستان پیامبر، نوشته  جبران خلیل جبران است که با  با بیانی نثر گونه، با کلمه هایی که از اعماق روح نویسنده بیرون می آید، تمثیلی از زندگی فردی سالک به اسم پیامبر است که ۱۲ سال در شهر ارفالس زندگی می کند. اما موقع  رفتن پیامبر از آن شهر فرا می رسد. پیامبر باید برود و شهر را به سمت زادگاهش ترک کند. او از تپه ای به سمت دریا بالا می رود. با بالا رفتن از تپه روحش زنده می شود، تمام خاطرات شیرین و لذت بخش چند سال زندگی در آن شهر در خاطرش مرور می شود. با دیدن دریا چشمش به کشتی که قرار است او را ببرد، می افتد، کشتی را که می بیند خوشحال می شود.

از تپه به عزم آماده شدن برای سفر،  پایین می آید. در هنگام پایین آمدن از تپه وضعیت ناگوار و اسفناک مردم شهر را نظاره می کند. می داند که موعد سفر فرار رسیده و باید برود. ولی وضعیت مردم شهر را ناگوار می بیند و برای مردم ناراحت می شود. دلش رضا نمی دهد که مردم را به حال خود رها کند و برود. اما چه کار می تواند بکند. موقع درو است و باید آن چه را در این ۱۲ سال در آن شهر کاشته است درو کند. ( پیامبر سالکی است که برای هدایت و کمک به مردم به آن شهر آمده است و اکنون موقع ترک آن دیار است. به بیانی پیامبر نمادی از روح انسان است. روحی که در وجود هر از ما وجود دارد. این روح از جایی دور چون قطره ای از دریا از روحی بزرگتر جدا شده مدتی به این جهان آمده و موقع مرگ باید برود و به روح بزرگ تر بپیوندد )

در ادامه داستان پیامبر، پیامبر مردم شهر را که برای بدرقه اش آمده اند در کنار ساحل می بیند و آخرین گفته هایش را برای آن ها باز گو می کند. پیامبر می خواهد که همه وظایفش را تمام و کمال انجام دهد. گفته های نهایی را با بیانی آتشین و با کلمه هایی که از عمیق ترین نقطه روحش بیرون می آید با مردم شهر در میان می گذارد. در این جا چند جمله از کلمه هایی که موقع سفر پیامبر به مردمش می گوید از ترجمه نجف دریابندری برایتان آورده ام تا عمق کلمه های جبران خلیل جبران را از زبان پیامبر بشنوید.

این کتاب را رایگان بشنوید: کتاب صوتی تمرین نیروی حال اکهارت توله

 

در دیدار نهایی پیامبر با مردم شهر ارفالس مردم برای بدرقه پیامبر جمع می شوند، مردم به پیامبر می گویند که مهر ما نباید تو را از رفتن به زادگاهت باز دارد، به دیارت برو. مردم از پیامبر می خواهند که برایشان سخن بگوید و پیامبر از آن چه در روح مردمان می گذرد، برایشان سخن می گوید.

در آخرین دیدار پیامبر با مردم آن شهر زنی به اسم المیرا از پیامبر می خواهد که از مهر و محبت برایشان سخن بگوید و پیامبر این گونه می گوید؛

هنگامی که مهر شما را می خواند از پی اش بروید.

اگر چه راهش دشوار و ناهموار است.

و چون بال هایش شما را در بر می گیرند، وا بدهید.

اگر چه شمشیری در میان پرهایش نهفته باشد و شما را زخم برساند.

و چون با شما سخن می گوید او را باور کنید.

اگر چه صدایش روئیاهای شما را بر هم زند، چنان که باد شمال باغ را ویران می کند.

زیرا که مهر در همان دمی که تاج بر سر شما می گذارد، شما را مصلوب می کند، همچنان که می پروراند، هرس می کند.

همچنان که از قامت شما بالا می رود و نازکترین شاخه هایتان را که در آفتاب است نوازش می کند.

و به ریشه هایتان که در خاک چنگ انداخته اند، فرو می آید و آن ها را تکان می دهد.

شما را چون بافه های جو بغل می گیرد

شما را می کوبد تا برهنه کند

شما را می بیزد تا از خس جدا سازد

شما را می ساید تا سفید کند

شما را می ورزد تا نرم شوید و آن گاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد، تا نان مقدس شوید بر خوان مقدس خداوند.

همه این کارها را مهر با شما می کند تا رازهای دل خود را بدانید و با این دانش به پاره ای از دل زندگی بدل شوید.

اما اگر از روی ترس فقط در پی آرام مهر و لذت مهر باشید

پس آن گاه بهتر است که تن برهنه خود را بپوشانید  و از زمین خرمن کوبی مهر دور شوید و به آن جهان بی فصل بروید که در آن می خندید، اما نه خنده تمام را و می گریید اما نه تمام اشک را

مهر چیزی نمی دهد مگر خود را و چیزی نمی گیرد مگر خود را

مهر تصرف نمی کند و به تصرف در نمی آید

زیرا که مهر بر پایه مهر پایدار است

هنگامی که مهر می ورزید می گویید “خدا در دل من است”، بگویید” من در دل خدا هستم”

گمان نکنید که می توانید مهر را راه ببرید. اگر شما سزاورش باشید، شما را راه خواهد برد

بعد از این که صحبت از مهر به پایان می رسد، المیرا از زناشویی می پرسد و پیامبر جوابش را می دهد. پس از آن زنی که کودکی در بغل دارد درباره فرزندان سوال می کند و پیامبر پاسخش را می دهد و ادامه کتاب…

کار، شادی و اندوه، خانه، پوشاک، داد و ستد، جرم و جزا، …مواردی هستند که جبران خلیل جبران در رابطه با آن از زبان پیامبر سخن می گوید. آن گاه که پیامبر از دعا سخن به میان می آورد، می گوید من نمی توانم دعا را به شما آموزش دهم. خداوند به کلام شما گوش نمی کند مگر آن گاه که خود او از زبان شما سخن می گوید. من نمی توانم دعای کوه ها، چنگل ها و دریاها را به شما بیاموزم اما شما که زاده  کوه ها، چنگل ها و دریاها هستید، دعای آن ها را در دل خود خواهی یافت.

قسمتی از کتاب صوتی کتاب صوتی پیامبر و دیوانه را باهم بشنویم

 

 

Subscribe
Notify of
Oldest
Newest Most Voted
Inline Feedbacks
View all comments
مژگان
مژگان
1 year ago

سلام یکی از بهترین کتاب هایی است که بایدخوانده شود.

مژگان
مژگان
1 year ago

سلام یکی از بهترین کتاب هایی است که باید خوانده شود.

فهرست
2
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x